close
چت روم
اصفهانی

مجله اینترنتی دی ال

اصفهانی

banner
قهرمان این فصل لیگ برتر





جستجوگر پیشرفته



یه نفر با یه اصفهانی دست به یقه میشه.اصفهانی بجای عمل متقابل التماس کنان با لهجه شیرین اصفهانی میگه آقا شما را به خدا یقمو ول کنین گوشمو بیگیرین.آخه یقم پاره میشه
بلیطای اصفهان از ?? تومن به ?? تومن کاهش پیدا می کنه اصفهانیا اعتراض می کنن ازشون میپرسن واسه چی اعتراض کردین می گن چون قبلا که پیاده می رفتیم ?? تومن به نفعمون بود اما حالا ?? تومن به نفعمونه
اصفهانیه زنش میمیره رو سنگ قبر زنش مینویسه: اشرف الملوک همسر دکتر رضایی : متخصص قلب و عروق واقع در خیابان انقلاب ساختمان پزشکان پلاک ??? ساعت کار ? صبح تا ? بعداز ظهر تلفن:…
اصفهانیه میره مکانیکی، به تعمیرکار می گه: قطره روغن تو موتور، ? لیوان آب تو رادیات، ? لیتر بنزین تو باک بریز. تعمیرکاره می گه: لاستیکتم کم بادس! می خوای توش بگوزم؟
چندتا تهرونی اومده بودن اصفهون گردش، توی میدون نقش جهان درشکه سوار میشن تا کمی تاب بخورن، اسب درشکه زبون بسته بهش فشار میآدو وسط راه یه صدائی ازش در میرد، تهرونیها هم برا اینکه درشکه چی رو مسخره کنن بلند بلند بهم دیگه میگن به به، بجه ها درشکه های اصفهان هم رادیو داره، پیرمرد درشکه چی خیلی خونسرد سرشو برمیگردونه و میگه: آره آمو (عمو ) ولی فقط موجی تهرونو میگیرد
یه روز یه اصفهانی با زن وپسرش به پیکنیک می رن که برای نهارشون سه تا تخم مرغ می برند!!!!!! یدفعه پسرشون را آب می بره که پدره داد می زنه خانوم دو تا تخم مرغ بیشتر درست نکن بچه رو آب برد!!!
اصفهانیه کارت اینترنتش تموم میشه میندازتش تو آب جوش
یکبار یه اصفهانی خونش آتیش میگیره یه تک زنگ به آتش نشانی می زده
اصفهانی تف میکنه آب بدنش کم میشه
اصفهانیه موبایل می خره صفرشو می بنده
اصفهانیه داشته رو خودش یخ می ریخته. میگن چرا این کارو می کنی میگه می خوام سرما بخورم. میگن چرا؟ میگه : آخه یه پنی سیلین دارم داره تاریخ مصرفش میگذره !
اصفهانیه می‌ره سربازی وقتی برمی‌گرده بابا و داداششو با کلی ریش می‌بینه می‌زنه زیر گریه می‌گه بگین چی شده من طاقت دارم. باباش می‌گه کره‌ خر چرا ریش تراشو با خودت برده بودی؟!
یه بار یه اصفهانیه داشته با خانوادش از جلوی رستوران رد میشده بوی خوب غذا رو احساس می کنن. به بچه هاش میگه بچا اگه بچای خوبی باشین یه دفه دیگه هم از اینجا رددون می کنم.
یک روز یک اصفهانی به پسرش میگه بابا برو در خونه همسایه و اره انها رو بگیر پسر میره و میاد میگه بابا نداد بابا میگه محترمانه بگو پسر میره و محترمانه میگه و بعد میاد میگه بابا نداد بابا باز میگه این دفعه برو خواهش کن پسر میره و بعد میاد میگه بابا نداد گفت به تو بگم که ما اره نداریم و بعد بابا میگه که عجب مردم خسیسی نمیخواد برو اره خودمونو از تو انباری ور دار بیار

:: امتیاز: نتیجه : 3 امتیاز توسط 3 نفر مجموع امتیاز : 164

:: بازدید : 662
:: ارسال شده در: لطیفه , اصفهانی ,

نویسنده
نویسنده : حسين
تاریخ : [دوشنبه 26 تير 1391 ] [ ]
تاریخ
آخرین مطالب ارسالی
یادداشت برداری علمی (درخت حافظه) تاریخ : دوشنبه 26 تیر 1391
معمای تخم مرغ های زن روستایی تاریخ : دوشنبه 26 تیر 1391
معماى زندانی و راه آزادی آن تاریخ : دوشنبه 26 تیر 1391
اولین آدم فضایی تاریخ : دوشنبه 26 تیر 1391
خطرات VPN و فیلترشكن تاریخ : دوشنبه 26 تیر 1391
گالری عكس سه بعدی تاریخ : دوشنبه 26 تیر 1391
5 روش برای اینکه وقت‌هایی که می‌خواهید گریه کنید، بخندید! تاریخ : دوشنبه 26 تیر 1391
مناطق تحت پوشش رايتل تاریخ : دوشنبه 26 تیر 1391
گالری عکس سه بعدی 2 تاریخ : دوشنبه 26 تیر 1391
ایجاد رمز روی پوشه ها تاریخ : دوشنبه 26 تیر 1391
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
user
progress عضو شويد

نام کاربری :
رمز عبور :

progress فراموشی رمز عبور؟

progress عضویت سریع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار مطالب آمار مطالب
کل مطالب کل مطالب : 101
کل نظرات کل نظرات : 59
آمار کاربران آمار کاربران
افراد آنلاین افراد آنلاین : 1
تعداد اعضا تعداد اعضا : 21

کاربران آنلاین کاربران آنلاین

آمار بازدید آمار بازدید
بازدید امروز بازدید امروز : 15
باردید دیروز باردید دیروز : 9
ورودی امروز گوگل ورودی امروز گوگل : 0
ورودی گوگل دیروز ورودی گوگل دیروز : 0
بازدید هفته بازدید هفته : 35
بازدید ماه بازدید ماه : 61
بازدید سال بازدید سال : 377
بازدید کلی بازدید کلی : 105,762

اطلاعات شما اطلاعات شما
آِ ی پیآِ ی پی : 54.80.58.121
مرورگر مرورگر :
سیستم عامل سیستم عامل :
RSS

Powered By
Rozblog.Com
Translate : RojPix.ir




javahermarket